تبليغاتX
ernate" type="application/rss+xml" title="مزاحم"/> مزاحم
دوشنبه پانزدهم مهر 1387
رفتی؟ بالاخره رفتی؟

دست خدا به همرات!

... دلم خوش بود که تو هوایی نفس می کسم که تو هم نفس می کشی! دلم خوش بود که چند تا خیابون بیشتر باهات فاصله ندارم!...

میگی فقط ۹۰ کیلومتره! اما برای من یه دنیا فاصله اس!

نگرانم! نگران محیط جدید و آدمای جدید! و ...

می دونم که اول و آخر مال من نیستی!اما...

از روز جدایی می ترسم! می ترسم از روز حسرت!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:31  توسط مزاحم   | 

شنبه ششم مهر 1387
... دارم به یک عمر زندگی تو‌ام با حسرت فکر می کنم! حسرت نداشتن تو! حسرت از دست دادن تو!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:58  توسط مزاحم   |