تبليغاتX
ernate" type="application/rss+xml" title="مزاحم"/> مزاحم
جمعه بیست و نهم مهر 1384

سلام.می خوام براتون يه خورده از خصوصيات خودم بگم بلکه يه زن خوب برام پيدا کنين! من علی.م معروف به مزاحم الدوله! انسانی احساساتی و تابع احساسات و عواطف می باشم! و به اين گفته که علاقه بايد قلبی باشه اعتقاد ندارم! آخر اگه انسان فقط قلبا به کسی علاقه داشته باشه و در گفتار و عمل اين رو نشون نده طرف از کجا بفهمه که دوسش داره! من خيلی راحت علاقه ام رو اظهار می کنم! شايد بگيد چون خيلی پر رو هستی! اما من اينجوريم ديگه! من يه اخلاق ديگه هم دارم که تا حالا از اين يکی ضرر کردم و اون اينه که جلوی هيچ احدالناسی سر تعظيم فرود نميارم! به قول يکی از دوستام خيلی غد و يکدنده هستم! البته اگه جاشم باشه خيلی راحت غرورمو زير پا ميزارم( اين نکته رو ميتونيد از سميرا خانم بپرسيد). من به اين اصل هم معتقدم که اگه کسی به حرف دلش گوش بده ضرر نمی کنه! در ضمن اگر تو موردی به يقين برسم خدا هم نمی تونه نظرم رو عوض بکنه! از دوتا چيز هم خيلی خيلی بدم مياد: يکی دورويی و يکی نامردی! من برای دوستان نزديکم جون هم می دهم اما اگه بفهمم کسی می خواد بهم نارو بزنه خيلی راحت حذفش می کنم! تا جايی هم که بتونم سعی می کنم اگر حرفی می زنم بهش عمل کنم حتی اگه به ضررم تموم بشه! البته من يه سری اعتقادات مذهبی هم دارم اما چون تو بلاد کفر!!! زندگی می کنيم از گفتن اونها صرف نظر می کنم چون ممکنه مرتد و مهدور الدم! اعلام بشم! البته يه سری از اين عقايد رو ايشالا ماه محرم بهتون می گم و مطمئن هستم که اون موقع يک سری از دوستانم رو از دست خواهم داد چون اون حرفايی که اون موقع خواهم زد برای خيليا ثقيل و غير قابل درک به نظر مياد!

اينها گوشه کوچيکی از خصوصيات اين بنده حقير بود! اما من خودم هم هنوز به طور کامل خودم رو نمی شناسم! حالا به نظر شما يه فردی با همچين خصوصياتی در زندگی موفق می شه يا نه؟!!   


پی نوشت: نسرين جون می گه مشکوک می زنی! اونم به اين خاطر که تو ايران زندگی می کنی و ميگی بلاد کفر!! من در اين مورد مفصلا خواهم نوشت يعنی در واقع دلم خيلی پره اما فعلا همينو داشته باشين که به نظر من حداقل ۵۰ درصد مردم ايران کاملا بی دين و لامذهبند!!  

پی نوشت۲: آقا ما يه چيز گفتيما! آخه کی زن خواست شما هم گير دادين؟! اين فقط يه شوخی بود!

نظرات:

نسرین:ساعت خواب!..حالا چه عجله ای بود واسه معرفی!...می گم حالا ما سمیرا خانوم رو از کجا پیدا کنیم و ازش بپرسیم؟...بعدشم این عادت غد و یک دنده و مغرور بودن رو دقیقن آق شوهره من داره!!...آی حرص می خورم از دست این عادتش...ببینم تو مگه ایران نیستی؟...بلاد کفر دیگه چیه که نوشتی؟!...مشکوک می زنی ها!/راستی یادم رفت بپرسم چرا به مزاحم ملقبی؟!...اسم بلاگتم که گذاشتی مزاحم!...میگم مشکوک میزنی :))/گیر دادی ها!...حالا گیرم لامذهب باشن،چی به تو میرسه یا بهتره بگم چی از تکو کم میشه؟!!...بابا جون ما اول انسانیم،با هر دین و مذهبی! انسانیت مهمه یا دین و مذهب؟؟!...ناسلامتی قرن بیست و یکمه ها!/خب حالا چرا می زنی؟!...می گم نه تو رو خدا زن بخواه!...

پسرمثبت:تو چه جونوری بودی ما نميدونستيم!! ياللعجب!!

ویدا:بابا خصوصياتت منو کشته ... می گما ما چقدر با هم تفاهم داريم ( :دی مگه زن نمی خواستی ؟ برو پيدا کن :دی ) داشتم می گفتم ببين اين همه از خودت تعريف در کردی نگفتی چند سالته که ما بريم برات يه دختر خوب پیدا کنيم ... يعنی می خوام بدونم بريم دنبال يه دختر جوون دم بخت يا اينکه بخت برگشته ی ترشيده ( خاک بر سر فمنيست خودم کنم به دختر مردم می گم ترشيده ... ) هی ببينم اين مزاحم تلفنيه که الان زنگ زد آقا محسن رو می خواست تو بودی ؟

بچه مخفی:حاجی دخترای من که ته کشیدن...میرم برات از خونه همسایه میارم...اخلاقتم که باب دل اوناست!:))

مهدی:سلام - عرضم به حضور شما علي آقا كه اگه كسي پيگير مطالب وبلاگ شما باشه متوجه يه چرخش ۶۰ - ۷۰ درجه اي در مواصع شما ميشه كه رفته رفته داره بيشتر هم ميشه - نه به اون روزا كه جز عشق سميرا از هيچ چيز نمي گفتي و نمي نوشتي نه به حالاكه... به به چشمم روشن - دادا تكليفت رو با خودت روشن كن - سميرا رو بي خيال شيم يعني ؟ - مهدي از وبلاگ دلتنگيهاي يك مهندس مكانيك

نورا:تو بالاخره تکليف خودتو معلوم کن زن ميخوای يا سميرا رو ميخوای اين دوتا خيلی با هم فرق دارن خوش باشی .....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:26  توسط مزاحم  

شنبه بیست و سوم مهر 1384

خودکارم کو؟!

او همين اينجا بود

در کنار ورق دفتر عشق.

من

به نوشتن محتاج

خسته و غمزده و دور و غريب.

دست من گرمی دستان تو را می طلبد

و دلم

رافت چشمان تو را می خواهد.

می نويسم من

 آنچه قلب و دل من می گويد

چشم من صورت زيبای تو را می جويد.

ورق از اشکم تر

و تو از من دوری.

ناله هايم خاموش

و تو از حسرت من بی خبری.

آرزويم اين است

با تو بودن

در کنارت همه عمر.

تا ابد می نويسم

تا ابد می گويم

عاشقم بر تو بر روی گلت.

شاعر: خودم با تقلب از سهراب جون!

نظرات:

پسرمثبت:رحم کن علی جون!!

نورا:ميشه يه خورده از اوضاع و احوال سميرا بنويسی ؟ يه خورده بگی چه طور با هم اشنا شدين البته تا اونجاييکه خصوصی نيست!

مهدی:حضور با سعادت سرور نازنينم علي آقا - بعد از عرض ادب و احترم بد نديدم به اطلاع برسانم كه همين آقا سهراب كه شما با ذكر منبع شعرشو استفاده كرديد اول تو رشته پزشكي دانشگاه قبول شد بعدا حالا عاشق شد و مابقي قضايا - آخه عاشقي با دست خالي كه نميشه عزيز جان - او چرا در يك صورت ميشه اونم اينكه جيبت پرباشه - مهدي

بچه مخفی:میگم یه نیگا بنداز شاید سهراب جون از روی دست تو تقلب کرده باشه:))

زری:سلام عزيزم ...خوبي که !! بميرم که ناراحتت کردم من معذرت مي خوام اصلا فکرشم نمي کردم که ... بي خيال بابا از عشقت چه خبر سميرا خانومو مي گم خوب هستن كه ؟ سلام منو بهش برسون بگو يكي پيدا شده كه دردمونو مي فهمه واسمون دلسوزي مي كنه برات دعا مي كنم ..........موفق باشي .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:19  توسط مزاحم  

چهارشنبه بیستم مهر 1384

يادم نيست کلاس دوم يا سوم ابتدايی بود که کم کم انشا نوشتن رو يادمون دادند و اولين موضوع هم اين بود علم بهتر است يا ثروت البته اينکه اون موقع چی نوشتم يادم نيست يعنی خيليم مهم نيست چون يه بچه هشت نه ساله که نمی تونه تعريف درستی از علم و ثروت داشته باشه! اما به طور کل از بچگی هی تو گوشمون ميخوندند که علم بهتره! اما امروز من به نتيجه ديگه ای رسيدم. اول ميخوام يه مثال بزنم. ببينيد سوال در اين رابطه که علم بهتره يا ثروت مثه اين ميمونه که از يه بچه ۵ ساله بپرسند باباتو بيشتر دوست داری يا مامانتو؟! مطمئنا از هر ۱۰ تا بچه ۹ تاشون ميگن هر دو! چرا؟! زيرا هر دو براشون يه مفهوم داره و به هر دو اندازه هم احتياج دارند. حالا قضيه علم و ثروتم همينه. به نظر من علم و ثروت لازم و ملزوم همديگه هستند!چرا؟! شما يک آدم عالم فقير را فرض کنيد با کوله باری از علم و دانش! اين آدم عقلش به خيلی جاها ميرسه و ميتونه دنيا رو عوض کنه اما پول خريدن يک کاغذ و قلم رو نداره تا انديشه هاش رو به ديگران منتقل کنه و در مقابل يک انسان پولدار اما بی سواد رو تصور کنيد که اينقدر پول داره که ميتونه يک شهر رو بخره اما وقتی زبون باز ميکنه دو کلام حرف حسابی نمی تونه بزنه! اگه ازش دو تا سوال ساده علمی رو بپرسی مثل درازگوش! تو گل می مونه! واسه همينه که من ميگم علم و ثروت بايد در کنار هم باشه تا کارايی خودش رو نشون بده! به هر حال اين نظر من بود شايد هر کسی برای خودش تعريف خاصی داشته باشه! اما همه اينارو گفتم يه چيز ديگه هم بگم و اون اينکه عشق از هر دو تاشون ( علم و ثروت ) بهتره!!!

نظرات:

زری:ساملك خوشكله نه اشتباه نكن من سميرا جونت نيستم راستي چقدر ازش تعريف ميكني ها خيلي دوسش داري ؟ نمي دونم چي بگم ولي اينو بدون اوني كه عاشق ميشه گناهاشم مي ريزه جدي مي گم باور كن من خودم الان يه 1 سالي مي شه كه حس پرواز دارم ولي بد شانسي وقتي ميام بپرم اون بهم زنگ ميزنه مي بيني تو رو خدا !!!! خوب بسه ديگه وبلاگت خيلي قشنگه اميدوارم اين سميرا خانوم البته اگه وجود خارجي دارن بهتون دل ببندن بعد اون وقت شما واسشون ناز در وكنين (آخر بي ظرفيتي) ديگه برم ....مواظب خودتو سميرا باش ....موفق باشي ...راستي به منم يه سر بزن ..خوشحال ميشم ...باي باي./سلام علی جون ...ممنون که بهم سر زدی ... منت گذاشتی ....الان داشتم به اين فکر می کردم که چقدر شبيه هميم ... برات دعا ميکنم بهش برسی اخه خوب درکت ميکنم ... هميشه بهت سر مي زنم ...بدرود.

پسرمثبت:علی جون! با عشق که آدم آس و پاسه!!!(چشمک!!)... ولی عاشقی هم عالمی داره!!

بچه مخفی:به به...می بينم که به نظر مياد همشهری باشيم!! ببينم کجای اين شهر خون و قيام هست خونه تون؟؟!!/عجب..پس اونورايی...ببينم ديگه برو بچز بلاگر ِ از جان گذشته می شناسی تو اين شهر يا نه؟ !!

مهدی:سلام داش علی گل.... دست گلت درد نکنه به خاطر کامنت قشنگت.... ما از همون بچگی در حاليمون نمی شد آخرشم نفهميديم علم بهتر بود يا ثروت پس از ما از اين سوال مدرسه ای ها نپرس!!... اما اگه از عشق بخوای يه تجربه هايی دارم ... تو اين دوره زمونه دنبالش نگرد (گشتم نبود نگرد نيست)... موفق باشی.

نورا:سلام علی اقا اتفاقآ امروز تو دانشگاه بحث همين بود که بالاخره کدومش بيشتر کــــــــار ساز تره به نظره من ۷۰ درصد علم و فقط ۳۰ درصد پوله که همه چی ر تعيين ميکنه شاد باشی./نه علی جان اشتباه نشه هیچ وقت نمیتونم فراموش کنم که تو بودی که نحوه لينک دادن و اين چيزا رو به هم ياد دادي... نميدونم باور ميکنی يا نه اما اون روز که نشستم پاش چندين نفر رو گذاشتم از جمله شمااما فقط اخرين نفرش که ويولت بود رو صفحه ضاهر شد بعدش فکر کردم باید دونه دونه این کار ور بکنم و برای هر بار لینک دادن وبلاگ رو باز سازی کنم برای امتحان اسم هاله رو گذاشتم اصلا چیز خاصی نبوده ولی فکر میکنم مشکل حاد تر از اونه که فکرشو بکنم چون فقط یه دونه به یه دونه لینک گذاشته میشه امیدوارم بتونم با نقل مکان به یه جای خوب همه ی مشکلات رو حل کنم تورو خدا نگو که بی معرفتم خوب؟

مهدی:سلام - اولا اشكالات اساسي به دو مثالي كه زدي وارده - ثانيا اساسي گرفتي مارو علي آقا - خو ب برادر من صراحتا از عشقت بنويس - چيه نكنه خجالت ميكشي - بابا اينجا همه از خودن - راحت باش - مهدي از وبلاگ دلتنگيهاي يك مهندس مكانيك.

نسرین:چیه؟..تنبلیت میاد آرشیوت رو منتقل کنی به یه سرور درست و حسابی؟...بابا از این پرشین بلاگ چرت تر گیر نیاوردی؟...عجبا!!! والله بالله بلاگفا صد شرف داره به اینجا! بابا دهن آدمو سرویس میکنه تا یا کامنتو پست کنه! تازه اونم اگه کامنتدونیش باز بشه!! ...حالا دیگه خود دانی!یا تحریم یا کوچ!/بابا علم کیلویی چند؟!!...اصلن می دونی چیه؟ علم اینروزها به درد لای جرز هم نمی خوره چه برسه به نون و آب!!..پول داشته باشی همه چی داری!! با ثروت حتی علم رو هم میشه خرید!! پولدار اگه باشی،دو روزه دانشمند میشی!...میگی نه امتحا کن ؛)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:12  توسط مزاحم  

سه شنبه نوزدهم مهر 1384

ای کاش بزرگ نمی شدم.

 ای کاش  در همان سن کودکی و نوجوانی باقی می ماندم. سن بی خبری و خوشی.

ای کاش دوست داشتن را نمیفهمیدم.

 ای کاش عشق را تجربه نمی کردم.

ای کاش بزرگ نمی شدم.

 ای کاش اسیر نمی شدم.

ای کاش اسیر یک قلب مهربان نمی شدم.

ای کاش اسیر دو چشم زیبا نمی شدم. چشمانی که با آتش نگاهشان وجودم را به تسخیر در آورده و روحم را مجذوب خویش کردند.

 ای کاش بزرگ نمی شدم.

 ای کاش عاشق نمی شدم!

نظرات:

بچه مخفی:ای بابا!‌حالا که شدی ديگه! برو جلو سعی کن لذت ببری!!

نسرین:می بینم که از عاشق شدن پشیمون شدی!!!...به این زودی؟!

پسر مثبت:سلام علی جون!! نماز روزه -ت قبول!! موفق باشی در عشقت!!

نورا:علی اقا جناب عالی يادتون هس که هميشه به خدم ميگفتی چرا اينقدر از خودت ضعف نشون ميدی حالا داشته باش که داری بد جوری ضعف از خودت نشون ميدی با يه فکر سازنده جلو برو تا دنيا رو عوض کنی ... موفق باشی مرد عاشق!/نه من منظئرم از ضعف چيز بدی نبود باور کن فقط منظورم اين بود که هميشه و در هر شرايطی بايد منطقی بود!

مهدی:والا چه عرض كنم علي آقا - براي صحبتهاي جدي تر هنوز زوده - چون آتيشت خيلي تنده - البته حق داري - تازه اولشه و ... - اما اگه وقت كردي يه سري بزن به مطلب شنبه 2 مهر 1384 پاراگراف 6 تا 8 در وبلاگ من - ... و دوست داشتن آغاز راه است ولي پايان ناپيداست . من به پايان نينديشم كه همين آغاز زيباست .- مهدي از وبلاگ دلتنگيهاي يك مهندس مكانيك.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:9  توسط مزاحم  

یکشنبه سوم مهر 1384
  • میگن یه روزی چند تا ابر برف زا! داشتند از روی کوه و دشت رد میشدن و به هر شهری که میرسیدن میباریدن! توی راه میرسن به یه شهر. یکی از ابرا میگه بچه ها با شماره من شروع کنید به باریدن! اما يه دفعه يکی از ابرا ميگه دست نگه داريد! اينجا قبلا برف باريده! پايينو نگاه کنيد! همه پايينو نگاه ميکنند و ميبينند بعله! زمين سفيده سفيده! و از اونجا ميرن! حالا نگو اون سفيديها برف نبوده بلکه عمامه! بوده که از اون بالا به صورت پوشش برف ديده ميشده! دست بر قضا من توی همين شهر زندگی ميکنم! حالا هر کسی گفت من بچه کجام جايزه اش يه ماچ بهش ميدم! ( اگرم نخواست من ماچش ميکنم!‌ )
  • کم کم دارم يه اين تنيجه می رسم که: عشق همش سرابه   حبابه روی آبه    از دور يه قصره نوره    از روبرو خرابه!
  • آقا! اين قضيه کلاه ايمنی هم بدجوری من رو مچل کرده! يه روز که سرم ميذارم اصلا ماموری وجود نداره ولی يه روز که نميذارم مثل مور و ملخ مامور توی خيابونا ريخته! البته کلاه برا من واجبه چون من کمتر از ۱۰۰ تا سرعت نميرم! اگرم يه روز ديديد ديگه وبلاگ آپ نشد بدونين که با موتور رفتم تو باقاليا!
  • با توجه به اينکه اين خانم! واسه ما افه! قد گذاشتند ميخوام يه مسابقه قد بزارم اينجا! آقا من ۱۷۸ سانتی متر قدمه! هر کی بيشتره اعلام کنه هر کيم کمتره سوت بزنه! 

نظرات:

نورا:خيلی باحال محل زندگيتو تعريف کردی الان يکی از دوستای منم اوده اونجا دانشگاه بره علوم کامپيتر.بعدشم بابا من به خدا منظوری ندارم حالا شوما هی به دل بگير بعد ترشم فکر کنم دستت موقع لينک دادن يه نمور لرزيده مگه نه؟

مهدي:اول سلام / دوم جوابشو قبلا دادي ، از ISP ات هم معلوم ميشه لذا پاسخ واضح و مبرهن است اما نمي گم شايد نخواي بعضي ها بدونن / سوم ببينم تو هنوز هايده گوش ميدي به قيافه ات مياد حبيب و داريوش گوش كني / چهارم من از موتور سيكلت متنفرم چون مايه وحشت و عذاب 90 درصد آدمهاست بي خيالش شو / پنجم سوت / ششم خداحافظ.

نسرین:احیانن شما بچه خاک پاک قم نیستی؟..که صادرات آخوند داره و واردات مُرده؟!!...

زیبا:سلام . بچه قدش مهم نيست عقلش که مهمه . اميدوارم از اونايی نباشين که وقتی قد می کشيدن عقلشون کم می شد. موفق باشی. در ضمن هميشه کلاه ايمنی بذار واسه خاطر ايمنی خودت نه واسه پليس . توصيه های ايمنی رو جدی بگير.

پسر مثبت:علی جونی آب شور قم بهت ساخته ها!!! راستی فکر ميکنی خيلی قد بلند و هیکلی؟ منو ببينی چی ميگی؟!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:41  توسط مزاحم   | 

جمعه یکم مهر 1384
  • تشکر فراوان از تمامی دوستانی که تولدم رو تبريک گفتد

        ايشالا که همتون صد ساله بشين!آمين!

  • اون کسی که دوست داشتم بهم تبريک يگه اصلا پيداشم نشد

        ملالی نيست من به اين بی وفاييها عادت دارم!

  • در مورد عکس اگر کيفيتش خوب نيست به اين خاطره که مخصوصا کيفيتش رو آورديم پايين

        تا زودتر لود بشه!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:35  توسط مزاحم   |