تبليغاتX
ernate" type="application/rss+xml" title="مزاحم"/> مزاحم
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384

اخبار ساعت۲۲از شبکه ۳ ديشب اعلام کرد:

در دانشگاه های کشور چين رشته زن شناسی راه اندازی شد. دانشجويان اين رشته پس از سه سال درس خواندن مدرک ليسانس زن شناسی می گيرند.

حالا اين مدرک به چه دردی می خوره من نميدونم اما چيزی که ذهنه منو مشغول کرده اينه که زن چه موجود ناشناخته ای هست که بايد براش رشته بذارن تا اين موجود رو بشناسن!!

به طور کل زنها اخلاق غير قابل پيش بينی دارن يعنی اصلاْ نميشه پيش بينی کرد که در برابر يک عمل چه عکس العملی نشون ميدن!

حالا چينيا به اين فکر افتادن تا اين موجود فضايی و ناشناخته رو به دانشجوهاشون بشناسونن!

نکته۱: من نميدونم چرا اين قدر وبلاگم داره زنونه ميشه!  لطفاْاز اين به بعد يا الله بگيد بعد وارد بشيد!!

نکته۲: منم قصد دارم برم تو اين دانشگاه رشته زن شناسی ثبت نام کنم البته اگر آموزش عملی هم داشته باشه!

نظرات:

M Jay:ميگم اين رشته فقط هم مال مرداس يا زنها هم ميتونن برن؟؟؟قاعدتا که بايد فقط مردونه باشه چون اگه زنها خودشون رو نشناسن که ديگه اين رشته تعطيل هستش!!!

پسر مثبت:سلام علی جون!!چه چيزا که درنمياد!!علی جون چرا ميخوای الکی پولتو بدی به اين اجنبيا؟؟؟من خودم متخصص زنان هستم!هر مشکلی داشتی بيا بپرس!غريبی نکن!(چشمک!!)

الهام:برو بچه جون . تو رو چه به اين چيزها ...!!! برو همون کنکورتو بخون. معارف اسلامی با اخلاق ! متون هم بخونی شانس بيشتری داری!!!. در ضمن امتحان زبان من شامل چهار قسمته.توی اين چهار قسمت تو بايد باهاشون مصاحبه کنی و بعد در مورد اون موضوعی که اينها ميدند سخنرانی کنی براشون! دوما يه موضوع ديگه ميدند که در موردش يه مقاله علمی بنويسی ! سوم يه نامه بايد بنويسی که اينکه به کی باشه و در چه موردی باشه رو خودشون بهت ميگند! بعد يه نوار برات ميزارند و تو بايد بفهمی که اونها چی گفتند و به سوالهاشون جواب بدی...!!! به همين راحتی که گفتم!

الهام:سايت هاله اينجا تو تهران هم از بعضی کارت ها فيلتره! تنها کاری که ميتونی در حال حاضر بکنی اينه که يه کارت اينترنت فيلتر نشده بخری کانکت شی تهران ! البته نميدونم هزينه اش چقدر ميشه. يا از يه کانتر ديگه تو شهرتون اکانت بگيری . هنوز همه جا بسته شنده ! تو خود تهران هم همينطوره ! بعضی جاها بسته شده بعضی جا ها نه!

نورا:سلام بابا تو بايد يه خورده در مورد پسر ها بنويسی نه زنا ای بابا !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:42  توسط مزاحم  

دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384

اين متنو فقط برای اين مينويسم که روی دوست خوبم پسر مثبت رو کم کرده باشم.و البته تجربياتمو!!! به جوونا منتقل کنم.

- هيچ وقت هوس زن گرفتن به سرتون نزنه البته اگه ميخوايين جوون مرگ بشين حتماْ زن بگيرين چون زن گرفتن مثل خوردن مرگ موش می مونه!!

۲-حتی الامکان سعی کنيد زنی که ميگيرين حامله باشه چون اين کار سه تا فايده داره اول اينکه اگر احياناْمشکل فنی!داشته باشين کسی متوجه نميشه دوم اينکه وقت گرانبهارو صرف درست کردن بچه هدر نميديد و می تونين کارای مهم تر انجام بدين ( مثلاْ مثل من وبلاگ بنويسين!) و سوم اينکه پس فردا اگه بچه ناجور از کار دراومد می تونين بزنين تو سر زنتون که اگه بچه من بود اينجوری نميشد.

۳- زنی که ميگيريد اگه مادر نداشته باشه بهتره چون اگه زن مرگ موشه مادرش سيانوره!!!

۴-زن شما اگه وزنش ۱۲۰ کيلو به بالا بشه چند تا حسن داره يکی اينکه ميشه به عنوان تشک و پتو ازش استفاده کرد و ديگری اينکه در مواقع لزوم کاربرد تخت خواب فنری رو هم داره!

۵- زنی که ميگيريد اگه کور کر و لال باشه خيلی عاليه! چون وقتی کر بود هر چی بهش بد و بيراه بگيد فکر ميکنه داريد قربون صدقه اش ميريد. اگه لال باشه ديگه از صبح تا شب يه ريز حرف نميزنه و مختونو نمی خوره.و اگه کور باشه هر جا بريد و هر کی رو بياريد خونه نمی فهمه!!

توضيح: گذشته از شوخی من به گرد پای پسر مثبت نمی رسم و هنوز شاگردش حساب ميشم و بعد اينکه اينايی رو که نوشتم فقط شوخی بود من مخلص تمام زنها و دختران ايرانی هم هستم. موفق باشيد.

نظرات:

 نورا:سلام منم گفته باشم تو اين دوره زمونه هيچ دختری هوس شوهر کردن به سرش نميزنه مگه روم به دیفال خول باشه!البته شوخی هم کردم ها!

پسر مثبت:سلااااااااااااااام!!حالا ديگه پاتو تو زيرشلواری ما ميکنی؟؟!(شوخی بخون!!).کلی خنديدم!مخصوصا از سيانور!!٪٫.راستی اين ۱۲۰ کيلويی اگه جای پتو باشه فکر نميکنی اتو بشيم!!(چشمک!!)..در مورد زن حامله هم بايد بگم که همه کيفش به اونجا رسوندنشه!(خنده!!).(البته برای صرفه جويی در آب فکر خوبيه!!)..کر و لال و کور هم حرف نداشت!!...........راستی منم ميخواستم در مورد ازدواج و از اين صوبتا بنويسم!البته ما توصيه ميکنيم به جوونا که اين کا رو بکنن!!........از اينا گذشته تو چه کنکوری داشتی اين وقت سال؟؟؟

الهام:يادم باشه تمام اين حرفهات رو يه روز برای زنت تو وبلاگن بنويسم. البته اگر کسی به تو زن داد!!!!!!!!!!!!!!

گیسو:سلام سلام....اولش مرسی که به وبلاگم سر زدی...دوم هم اينکه مطلبت خيلی جالب بود...خوشم اومد....فعلا بای.

M Jay:۱)شديدا موافقم***۲)شديدا به تجربيات شما قبته خودم.....عجب فراق بالی!!!***۳)جـیـــــز٬مادررن نه!!!بقول يه بنده خدايی:از دو کلمه مقدس يعنی مادر و زن بزرگترين هيولا بوجود مياد.....از تجربيات يه بنده خدا!!!***۴)اينم ميشه***۵)اين يکی هم ممکنه!!!***اين توضيح ديگه لازم نبود!

مینا:سلام /ببخشين قصد توهين ندارم ولی آقا گربهه دستش به گوشت نمی رسه می گه اخه// در ضمن مگه معتادا چشونه /معتاد همش شخصيته!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:28  توسط مزاحم  

یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384

ما کنکوريا مثل زنای حامله می مونيم. زن حامله وقتی بچه‌اش به دنيا مياد فارغ ميشه ما هم وقتی کنکور ميديم راحت ميشيم. حالا اون بچه عاقبتش چی ميشه و ما قبول ميشيم يا نه بعداْ معلوم ميشه مهم اينه که فعلاْ بارمونو گذاشتيم زمين!

من امروز شاهد به ثمر نشستن يک سال سختی و درس خوندن بودم. اگر برای کسی مهم باشه بايد بگم که نسبتاْ کنکور خوب بود اما همون طور که گفتم مهم اينه که از شرش خلاص شدم!

ايشالا قصد دارم يه سری تغييراتی اساسی تو وبلاگ ايجاد کنم اولاْ که از يه بنده خدايی يه قولايی گرفتم راجع به طراحی يه قالب جديد که اميدوارم به قولش وفا کنه! دوماْ که قصد دارم که يه تغييراتی نيز از نظر محتوايی انجام بدم که اين البته منوط به اينه که خودمو تغيير بدم که البته کاره خيلی سختيه!

البته... البته همه اينا باشه بعد از چند روز که مخم اومد سر جاش. باور کنيد الان که دارم مينويسم اصلاْ تعادل فکری و جسمی ندارم اما با چند روز استراحت خوب ميشم. فعلاْ تمام دوستان رو به خدا می سپارم. تا بعد.

نظرات:

 فاشیست:اوووووووووووووووه بابا خوبه يهو بچت سقط نکرد از اين همه فشار که از هر طرف بهت وارد شده فارغ شدنت مبارک حالا چی هست؟

نازی:اميدوارم از ته دل که اون رشته ای که دوست داری قبول بشی و زندگیت جهت بگیره.

نورا:سلام ايشالاه تو بر خلاف من گل کاشته باشی راستی از کی قول طراحی گرفتی تورو به اجدادت بعدش ياد ما هم باش با اين قالب های کوفتی پرشين بلاگ!

پسر مثبت:سلام!زنای حامله خنده دار بود!ايشالاه که قبول ميشی!شيرينيشو هم ميخوريم٬!منتظر تغييرات هم هستيم!!

پسر مثبت:ببينيم و تعريف کنيم!درظمن جيگر من تو دماغمه!!(خنده!).....////ببخشيد شوخی کردم!!

آیدا:ببخشيد ها چه وبلاگ بي مزه با حرفهاي بي مزه اي است واقعا که بعضي آدم ها چقدر علاف هستند که مي نشينند اين چرت و پرت ها مي نويسند مثل اينکه اين آدم ها يا خيلي بيکارند و يا نفسشون از جاي گرم بلند مي شود به جاي اينکه بروند کار کنند مي نشينند اين چيز ها را مي نويسند که به هيچ دردي نمي خورد ! آدم هاي علاف و بي کار!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:50  توسط مزاحم  

یکشنبه نهم مرداد 1384

ما ملت ايران با وجود پيشينه تاريخی و فرهنگی که داريم هنوز تو بعضی موارد می لنگيم. چيزی که مد نظر منه فرهنگ استفاده از امکاناته که ما ايرانيا اصلاْ نداريم!!!

مثلاْ ببينيد الان ما توی عصره ارتباطات و اينترنت هستيم و ما هم هر جوری شده بالاخره با اين اينترنت لاک پشتی!!! از اين تکنولوژی استفاده می کنيم. اما هنوز فرهنگه استفادشو نمی دونيم. الان بيشتر جوونا به جای استفاده از مطالب علمی جهان اينترنت يا همش تو چت روما دنباله مخ زدن هستن يا دنباله پيدا کردن فيلتر برای باز کردن سايتهای خلاف!

 در مورد وسايل نقليه هم همين طور. الان تو کشور ما ( و به خصوص شهر من) ماشين و موتور به جای اينکه کار راه انداز مردم باشه به دليل عدم داشتن فرهنگ استفاده از اون و سرعت بالا و ساير تخلفات به قاتل جونه مردم تبديل شده.

به اميد روزی که ما هم ياد بگيريم که هر چيزی رو برای چه کاری ساختند.

نظرات:

نندوک:وبلاگ خوبی داری , یادم می مونه بازم بهت سر بزنم , موفق باشی . :) .

گیسو:سلام...ممنونم که سر زدی...هی تو وبلاگت به سبک متاله؟....(چشمک)..آخه همش در مورد معضلات جامعه است...(خنده)...ولی همه اينجوری نيستن خود من به شخصه خيلی کم چت ميکنم...بيشتر از مطالب مهم اينترنت بهره می برم...دمت گرم بازم آپ کردی خبرم کن...بابای.

پسر مثبت:سلام علی جون!خوبی دادا!اول بگم منظور از خوان هشتم يعنی سختر از هفت خوان رستمه!که واقعا هم سختره!!در مورد اين مطلبت هم بايد بگم که حق باتوست!همين اينترنت که خودت گفتی! يه کنتور سمت راست وبلاگ من هست(شايد ديده باشی!)اگه روش کليک کنی ليست بلند و بالا پر از آدرسهای زشت نوشته شده!يعنی قبل از وبلاگ من اونجا بود!اگه ببينی مخت سوت ميکشه!تا حدودی تقصير دولت هم هست که فرهنگ سازی نميکنه!بيت المال شده بيت الحال!!!و... هزار بدبختيه ديگه!!بی خيال!فعلا!!

شقایق:وبلاگ خیلی جالبی داری عزیزم , خیلی مفید بود , اینجا یادم می مونه .

نورا:چه ميشه گفت از دست بی فرهنگی اين مردممون که اينقدر هم ادعا دارن؟

مجتبی:لطفا روی فرهنگ موتوری ها بيشتر تکيه کن.

الهام:همين جام بابا . صدام در نمياد.! ببينم هنوز که تو وبلاگت لينک نگذاشتی ! ببين يه توصيه ای بهت ميکنم. برو قالب وبلاگت رو عوض کن و از قالبهای خود پرشين بلاگ استفاده کن . اونهايی که کنار قالبشون نوشته لينک ۱ لينک ۲ و.... بعد بهت ميگم چکار کن.

مهسا:سلام دوست من قشنگ نوشتی ... خسته نباشی منم موافقم ....يا حق ... راستی من آپم .. ميبينمت.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:41  توسط مزاحم  

جمعه هفتم مرداد 1384

می دونيد از فتح قله اورست سخت تر چيه؟

اون زن گرفتنه!!

چرا؟!!!

حالا بهتون مــی گم.ببـــينين الان اگه يه جوون بخواد زن بگيره بايد از هفت خوان رستم رد بشه! اول از همه که بايد دنبال يه دخـــتر خوب بگرده که الان تو اين زمونه دختر خــــوب و البته پسر خوب حکم کيميا داره!

حالا گيريم يه دختر خوبم پيدا شد تازه اول مشکلات شروع می شه. از مهريه و شيربها بگير برو تا آخر. الانم که ديگه کمتر از ۵۰۰ تا سکه اصلاْ کلاس نداره!

بعد می رسيم به خريد بازار.بعــــدشم عقد. حالا جديداْ مد شده که عروس خانم برای گفتن يک بله ناقابل زير لفظی می خواد!!!!!!!!

تازه که عروس بله رو بگه اول بدبختياس.از خونه و ماشين و خـــــرج عروسی و خرج خونه و تازه اگه عروس و دوماد با کلاس باشن ماه عسل و خلاصه هزار تا خـــــرج ديگه که همشم بايد داماد بپردازه.

حالا با اين وضعيت به نظر شما من جوونه عزب!!!! چه بايد بکنم؟ها؟!!

نظرات:

نورا:واااااااا (لطفآ مثل پير زن ها بخونش) خوب مردم دختر شونو که از سر راه نياوردند معلومه هر کی ميخواد پای لرز بعدش بشينه بايد الان خربزه شم بخوره.

الهام:خوب خوب .... انشا شما رو خوندم. جواب من به عنوان استاد کلاس اينه که پسر جون برو زن بگير !!!! ببين عزيز من اين آش خاله است. بخوری پاته نخوری پاته. !!!!!!! تمام عمر حق مال شما بوده يه جا هم مال اونه ديگه .... بايد راضيش کنی ! اگر هم نه .... خوب مجبور نيستی گرونهاش رو بخری.. ارزونش هم هست. البته بچه های کلاس لابد توقع اين شاگرد ما هم خيلی بالاست.!!!!!

پسر مثبت:هفت خان که چه عرض کنم!بگو هشت خوان! تازه آخرشم کام نميده! علی جون ما اهل جنوب هستيم ولی ديگه تبعه ی تهران شديم!!بازم بيا پيش ما!خوشحال ميشم!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:30  توسط مزاحم  

دوشنبه سوم مرداد 1384

دوران هشت ساله رياست خاتمی به پايان راه رسيد.

خوب يا بد شايد ديگه اظهار نظر در رابطه با کار دولت خاتمی خيلی جالب نباشه اما به نظر من در يک ديد کلی دولت ۲ خرداد به جز در زمينه ورزش توفيق ديگه ای کسب نکرد. 

فقر گرانی فساد و... از ارمغانهای دولت آقای خاتمی بود اما به هر حال تمام شد. از ۱۱ روزه ديگه محمود احمدی نژاد سکان قدرتو دست می گيره! احمدی کار سختی رو پيش رو داره چون هم بايد خرابکاری های دولت قبلو درست کنه هم به وعده هاش عمل کنه!

يک هفته قبل از انتخابات احمدی اومده بود شهر ما. منم با دوستم رفتم ببينم حرف حسابش چيه؟! خلاصه از اول حرفاش تا تهش فقط انتقاد کرد : فلان مدير چکار کرده بهمان مدير چه کار نکرده و ......از اين حرفا به خورد ما داد. وقتی از اون محل اومديم بيرون به دوستم گفتم که آقای احمدی سياست انتقاد رو پيش گرفته يعنی با زير سوال بردن ديگران می خواد کار خودشو صحيح جلوه بده!

اما با اين حرفا در واقع کار خودشو سخت تر کرد.چرا؟! ببينيد انسان وقتی يه عمل خلاف از کسی می بينه اگه دمشو درنياره و خوشو به بی خيالی بزنه بعداْ راحت تر می تونه خودشم اون عمل خلافو انجام بده اما اگه دادش در بياد و اعتراض کنه ديگه پس فردا اگه بخواد همون کارو انجام بده يقشو می گيرن ميگن مگه تو نبودی که می گفتی بده! پس چرا خودت انجامش دادی؟!

حالا قضيه احمدی هم همينه .يعنی کسی که از سر تا پای دولت قبلی ايراد می گيره بايد خوش بهترين و کارآمدترين دولت رو به وجود بياره وگرنه هيچ فرقی با خاتمی نداره!

الان کشور ما به جايی رسيده که فقر فساد و تبعيض در اون بيداد می کنه. از مديريت کشور که اصلاْ حرف نزنيم بهتره! ناکارآمدترين آدمها بالاترين مقامهای مديريتی کشورو در دست دارند. به نظر من اولين کار احمدی بايد اين باشه که يه جارو برداره و سيستم مديريتی ايران رو همچين يه پاکسازی حسابی بکنه!

خلاصه خيلی خيلی کار احمدی نژاد سخته. اما اگه بتونه به وعده هاش عمل کنه اون وقت بايد يه آفرين جانانه بهش گفت. 

نظرات:

محمود:من برخلاف تو صد درصد عقيده دارم که احمدی موفق می شه.

الهام:راستيتش من هر وقت به قيافه اين آقا نگاه ميکنم. چيزی به عنوان عرضه و .... برای اداره مملکت در اون نميبينم.

نورا:خوب سليقه است ديگه !!!

الهام:حق با شماست.ولی یه ضزب المثل قدیمی هست که میگه رنگ رخساره خبر از حال درون میدهد !!!!!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:21  توسط مزاحم  

یکشنبه دوم مرداد 1384

اصولاْ ما مردم ايران هميشه در افراط و تفريط به سر می بريم. مثلاْ يه روز يه نفرو اينقدر بزرگ می کنيم که سرش می خوره به طاق عرش يه روزی هم همون آدمو اينقدر می کوبيم که زير دست و پاها له می شه!

حالا قضيه اکبر گنجی هم همينه! يه مشت جوون و غير جوون انرژيشونو گذاشتن روی اينکه از يه نفر به اصطلاح خودشون آزادی خواه دفاع کنن!

اين که انسان حس هم نوع دوستی و آزادی خواهی داشته باشه در جای خودش خيلی خوبه و در اينکه يه نفر آدم بی گناه (البته ميگن! ) نبايد به بند کشيده بشه شکی نيست اما بياييد يه خورده فکر کنيم. اينکه ما به خاطر همون آدم زمين و زمان رو به هم بريزيم و برای آزادی اون همه رو از اون بالا گرفته تا پايين ببريم زير سوال اصلاْ جالب نيست!

من اکبر گنجی رو زياد نمی شناسم. در واقع تنها آشنايی من با گنجی برمی گرده به کنفرانس برلين که در واقع گنجی هنوز داره چوب اون کنفرانسو می خوره!

نظرات:

مسعود: عزيزم . مشکل تو اينه که نمی دونی مبارزه يعنی چی ؟گنجی نماد جمهوری خواهيه. بايد زنده بمونه . نه به خاطر حرفهای کنفرانس برلين . به خاطر دو کتاب مانيفيست جمهوری خواهی و جزيره ی زندان گونه.

الهام:سلام. راستيتش من هم تا اندازه ای با تو در اين عقايد موافقم . ملت ايران هميشه دنبال اين هستند که يه جورايی قهرمان سازی کنند. ولی فکر کنم قضيه گنجی کمی متفاوت است. به خاطر خيلی از دلايل که اينجا البته جای بحثش نيست.

البته من به شخصه حرفی رو که باعث اين همه جنجال بشه ازش نشنيدم چون از اين بدتر هارو توی همين ايران خودمون می گن کسی هم ککش نمی گزه! اما مسئله اينه که گنجی اون حرفارو تو برلين زده شايد اگه تو تهران می زد هيچ اتفاقی نمی‌افتاد.

به عنوان مثال الان يه سری از ترانه های اين طرفی خيلی مبتذل تر و غنايی تر!!! از ترانه های لس آنجلسيه اما فرقشون اينه که چون اينا از طريق مجرای جمهوری اسلامی پخش می شه پس مجازه!

خلاصه مقصود من از اين حرفا اينه که جوونا وبزرگترا بياييد به جای اين حرفا هممون يه گنجی بشيم! البته مثه گنجی کاری نکنيم که به بند کشيده بشيم بلکه با تلاش و ممارست وطنمونو آباد کنيم و آزادی و دموکراسی رو خودمون با دست خودمون در ميهن عزيزمون اجرا کنيم.

اينايی که نوشتم فقط حرف دلم بود و قصد توهين به هيچ گروه يا شخصی رو نداشتم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:30  توسط مزاحم