خسته ام! خسته تر از اونی که حتی یادم بیاد قرار بود یه روز درمیون بنویسم! خیلی حرف دارم که بگم! خیلی بیشتر از این دو سالی که نبودم! اندازه یه عمر!ام دستام سنگینه! یه جورایی یه چیزی رو بدنم سنگینی میکنه!شاید بار مسئولیتیه که دوست داشتم جور دیگه بود! یه کس دیگه...!بگذریم...این حرفا فقط برا این جاست وگرنه تو دنیای واقعی خیلیم خوشحالم!!! و موفق، البته توی کارم!
شاید هنوز خیلی زوده اما یه جورایی هیچ کدوممون حوصله بچه نداریم!(خودمو خانمو عرض میکنم) نه الانا،واسه هیچ وقت!فکر میکنیم دوتا آدم دیوونه که نمیتونن بچه تربیت کنن!اونم یه خری میشه مثه باباش! به هرحال اینو واسه این گفتم که بگم خیلی با عرضه ان اونایی که دوتا دوتا بچه دارن!
همین!خواستم یه چیزی نوشته باشم یه خورده خالی شم! سطل زباله شده دیگه اینجا!نه؟!
